جمال الدين محمد الخوانساري
565
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
چگونه عدل ميكند در غير خود كسى كه ظلم ميكند نفس خود را ؟ ! اين نيز مضمون فقرهء سابق است . 6997 كيف يهدى غيره من يضلّ نفسه ؟ ! چگونه راه مىنمايد غير خود را كسى كه گمراه مىگرداند نفس خود را ؟ ! اين نيز مضمون فقرهء سابق وسابق سابق است . 6998 كيف يعرف غيره من يجهل نفسه . چگونه مىشناسد غير خود را كسى كه نمىداند نفس خود را ، اين نيز يا مضمون فقرههاى سابق است ومراد اينست كه كسى كه خود را نشناسد يعنى از خود غافل باشد ودر پى اصلاح خود نباشد چگونه مىتواند كه غير خود را بشناسد ومتوجّه اصلاح أو گردد ؟ ! ويا مراد تعذّر شناخت حقايق أشياء است واين كه آدمي حقيقت خود را نمىداند پس چگونه حقيقت غير خود را مىتواند شناخت ؟ ! واين معنى از عبارت ظاهرترست واللّه تعالى يعلم . 6999 كيف ينصح غيره من يغشّ نفسه ؟ ! چگونه نصيحت ميكند غير خود را كسى كه غشّ ميكند با نفس خود ؟ ! « نصيحت » بمعنى موعظه وپند گفتن است و « غشّ » بفتح غين مصدر است بمعنى ناصاف بودن ، وبكسر غين اسم است از آن ، و « نصيحت » بمعنى صاف وخالص بودن نيز آمده مقابل « غشّ » وبنا بر اين ترجمه اينست كه چگونه صاف وخالص ميباشد غير خود را كسى كه غشّ ميكند با نفس خود ؟ ! وحاصل هر دو يكيست وهمان مضمون فقرههاى سابق سابقست . 7000 كيف يصل إلى حقيقة الزّهد من لم يمت شهوته ؟ ! چگونه مىرسد بحقيقت زهد يعنى بىرغبتى در دنيا كسى كه نمىرانيده باشد